موضوعات
د ن د
0111
ترول
فک و فامیله داریم ؟
خاطرات خنده دار
ضد حال
تست هوش
چیستان
آیا میدانستید؟؟؟؟
داستان کوتاه
ترفند
سوتی خفن
عکس
جوک اصفهانی
پ ن پ
داستان طنز
تحقیق
ضرب المثل
کامپیوتر و فناوری
عمومی
nod 32
فقط خنده
اس ام اس
جوک خنده دار ارسالی
کد پیشواز ایرانسل
اعتراف های خنده دار
فقط در ایران

نویسندگان

امکانات جانبی

زندگی تا مرگ
موضوع: [Post_Cat_Title]

زندگی من از 9 ماهگی تا 90 سالگی!


پس از 9 ماه ورجه وورجه متولد شدم !

ادامــــــــــــــــــه مـــــطـــــــلــــــــــب


زندگی من از 9 ماهگی تا 90 سالگی!


پس از 9 ماه ورجه وورجه متولد شدم !


یک سالگی : در حالیکه عمویم من را بالا و پایین می‌انداخت


و هی می‌گفت گوگوری مگوری ، یهو لباسش خیس شد !


چهارسالگی : در حین بازی با پدرم مشتی محکم بر دماغش زدم


و در حالیکه او گریه می‌کرد ، من می‌خندیدم ! نمی‌دانم چرا ؟!


هفت سالگی : پا به کلاس اول گذاشتم و در آنجا نوشتن جملاتی


از قبیل آن مرد آمد ، آن مرد با BMW آمد !!!! را یاد گرفتم !


نه سالگی در حین فوتبال توی کوچه شیشه همسایه را شکستم


ولی انداختم پای !!! پسز همسایه دیگرمان !

بنده خدا سر شب یک کتک


مفصل از باباش خورد تا دیگر او باشد

که شیشه همسایه را نشکند


و بعدش هم دروغکی اصرار کند که من نبودم

پسر همسایه بود که الکی انداخت پای من !!!


دوازده سالگی : به دوره راهنمایی و یک مدرسه جدید وارد شدم


در حالی که من هنوز به اخلاق ناظم آنجا آشنا نشده بودم


ولی ناظم آنجا کاملا به اخلاق من آشنا شده بود و به همین خاطر


چندین و چند منفی انضباط گرفتم !

البته به محض اینکه به اخلاق ایشان


آشنا شدم چند پلاستیک پفک در لوله اگزوز ماشینش فرو کردم !


هجده سالگی : در این سال من هیچ درسی برای کنکور نخواندم ولی


در رشته ی میخ کج کنی واحد بوقمنچزآباد


( البته یکی از شعب توابع روستاهای بوقمنچزآباد ) قبول شدم !!


بیست و چهار سالگی : در این سال دانشگاه به اصرار مدرک


کاردانی‌ام را که هنوز نیمی‌ از واحدهایش مانده بود

تا پاس شود ، به من داد !!!!


بیست و شش سالگی : رفتم زن بگیرم گفتند


باید یک شغل پردرآمد داشته باشی .

رفتم یک شغل پردرآمد داشته باشم ،


گفتند باید سابقه کار داشته باشی . رفتم دنبال سابقه کار


که در نهایت سابقه کار به من گفت : بی خیال زن گرفتن !!!


سی و سه سالگی : بالاخره با یکی مثل خودمون

که در ترشی قرار داشت !


قرار مدارهای ازدواج و خواستگاری

و عقد و بله برون و … رو گذاشتیم !


چهل و یک سالگی : در این سال گل پسر بابا

که می‌خواست بره کلاس اول ،


دوتا پاشو کرده بود تو یه کفش که لوازم التحریر دارا و سارا


می‌خوام بردمش لوازم التحریری تا انتخاب کنه !


شصت و شش سالگی : تمام دندانهایم را کشیده بودم


و حالا باید دندان مصنوعی می‌خریدم .

به علت اینکه حقوق بازنشستگی


ما اجازه خریدن دندان مصنوعی صفر کیلومتر !!! را نمی‌داد ،


دندان مصنوعی پدربزرگ همکلاسی سابقم


رو که تازه به رحمت خدا رفته بود !!! برای حداکثر بیست سال اجاره کردم .

معلوم بود که این دندان مصنوعی ها یک بار هم مسواک نخورده


ولی خوبیش این بود که حداقل شب ها

یک لیوان آب یخ بالای سرم بود !


هفتاد و هشت سالگی : به علت سن بالای من و همسرم ،


پسرانمان ( بخوانید عروسهایمان ) ما را به خانه هایشان راه نمی‌دادند


هشتاد و پنج سالگی : بلافاصله بعد از خوردن یک کله پاچه ی درست


و حسابی دندان مصنوعی ها را به ورثه دادم

تا دندانهایش را بین خودشان تقسیم کنند !


نود سالگی : همه فامیل در مورد اینکه من این همه عمر کرده بودم ،


زیادی حرف می‌زدند و فردای همین حرفهای زیادی بودکه به طور نا

بهنگامی ‌خدا بیامرز شدم

نویسنده: javad0111 تاریخ: جمعه 10 شهریور 1391 ارسال نظر(1)

مطالب گذشته

·

به وبلاگ خودتون خوش امدید ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارز رایگان ایرانسل 5اذر ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

مراحل مهمانی دادن ایرانی ها ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

جوک جدید ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارز رایگان ایرانسل 27 مهر ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارز رایگان ایرانسل 28 شهریور ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

جم رایگان ایرانسل 21 شهریور ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارز رایگان 1شهریور ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

سیم کارت رایگان ایرانسل 31مرداد ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارژ ایرانسل 31مردادماه ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

درباره وبلاگ

به وبلاگ خودتون خوش آمدید امیدوارم با نظر دادن به مطالب به بهتر شدن این وبلاگ کمک کنید

آرشیو مطالب

لینک دوستان

طراح قالب
طراح قالب ملودیوس

7553
قدرت گرفته از : BLOGFA.COM
طراح قالب: ملودیوس


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران