موضوعات
د ن د
0111
ترول
فک و فامیله داریم ؟
خاطرات خنده دار
ضد حال
تست هوش
چیستان
آیا میدانستید؟؟؟؟
داستان کوتاه
ترفند
سوتی خفن
عکس
جوک اصفهانی
پ ن پ
داستان طنز
تحقیق
ضرب المثل
کامپیوتر و فناوری
عمومی
nod 32
فقط خنده
اس ام اس
جوک خنده دار ارسالی
کد پیشواز ایرانسل
اعتراف های خنده دار
فقط در ایران

نویسندگان

امکانات جانبی

داستان کوتاه عاشقانه
موضوع: [Post_Cat_Title]

 

در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست‌شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند.

 

یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرأت کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست‌شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

 

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می‌دانید آن مرد در لحظه‌های آخر زندگی‌اش چه فریاد می‌زد؟ بچه‌ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.»

قطره‌های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست‌شناسان می‌دانند ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام می‌دهد و یا فرار می‌کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش‌مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بی‌ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

           

نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

داستان کوتاه بسیار زیبای پدر و پسر
موضوع: [Post_Cat_Title]

 

 

پدری دست بر شانه پسرش گذاشت , از او پرسید :

تو میتوانی مرا بزنی یا من تو را ؟  پسر جواب داد : من میزنم

پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید و با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود  پسرم من میزنم یا تو ؟

این بار پسر جواب داد شما میزنی , پدر گفت چرا دو بار اول این را نگفتی ؟

پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی ...

نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

تست هوش معمای زندانی
موضوع: [Post_Cat_Title]

 

 

شخصی درون زندانی حبس شده است. اتاقی که این شخص در آن نگاهداری می شود دو در دارد که یکی به سمت چوبه دار راه دارد ولی دیگری به بیرون زندان راه دارد و منجر به آزادی زندانی می شود. هر یک از این درها یک نگهبان دارد که یکی ازآنها همیشه راست می گوید و دیگری همیشه دروغ و هر دو از اینکه کدام در به کجا راه دارد و نیز از راستگویی یا دروغگویی نگهبان دیگر آگاهند.

 

زندانی ما حق دارد تنها یک سوال از یکی از نگهبان ها بپرسد و سپس یکی از درها را انتخاب کند. در ضمن نگهبان ها فقط با "بلی" یا "خیر" پاسخ می دهند. او چطور می تواند با تنها یک سوال دری که به سوی آزادی باز می شود را پیدا کند؟!

 

قبل از اینکه پاسخ را در انتهای صفحه ببینید کمی فکر کنید!

 

معمای زندانی (تست هوش)

.

نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )
موضوع: [Post_Cat_Title]

 

  •  

 

عکس های خاطره انگیز از چند سال پیش ( حتما ببینید )
نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!
موضوع: [Post_Cat_Title]

 

 

یکی از دوستان که مدتی پیش به عنوان مدرس در یکی از دانشگاه ها مشغول به کار شده بود از خاطرات دوران تدریسش نقل میکرد:

سر یکی از کلاس هایم توی دانشگاه ، دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مانده بود کلاس تموم بشه ، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت :
استاد ! خسته نباشید !!!

البته من هم به شیوه همه استاد های دیگه به درس دادن ادامه میدادم و توجهی نمی کردم!

یه روز اواخر کلاس زیر چشمی میپاییدمش ! به محض این که دستش رفت سمت کوله ، گفتم :

خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!

همه کلاس منفجر شدن از خنده ،

نتیجه این کار این بود که دیگه هیچ وقت سر کلاس بلبل زبونی نکرد!!!!

هیچ وقت هم دیگه با اون کوله ندیدمش توی دانشگاه !!

نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

آخه لامصب...
موضوع: [Post_Cat_Title]


 

یارو نه درس خونده؛ نه شغلی داره؛ نه ماشینی... خلاصه هیچی نداره؛ ازش می‌پرسی ازدواج کردی؟

با اعتماد به نفس می‌گه هنوز دُم به تله ندادم!


آخه لامصب تو خودت تله‌ای...

نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

ضد دختر
موضوع: [Post_Cat_Title]

 

 

تو انتشارات دانشگاه یه دختره سر فلشش رو گم کرده بود بعد آروم از من پرسید : ببخشید اگه فلش سر نداشته باشه ویروسی می شه ؟؟؟!!! تعجب

نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

دقت کردین؟
موضوع: [Post_Cat_Title]

 

 

دقــت کـــردیــن لذتی که تو سواری بر خر شیطون هست تو سواری لامبورگینی نیست؟؟
نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

یوزرنیم و پسورد جدید نود 32
موضوع: [Post_Cat_Title]

یوزر و پسورد نود 32
 
یوزرنیم و پسورد جدید نود 32
 

نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

اگه گفتی دخترا چطوری از اینترنت فیلم دانلود میکنن
موضوع: [Post_Cat_Title]

اگه گفتی دخترا چطوری از اینترنت فیلم دانلود میکنن؟

نویسنده: javad0111 تاریخ: سه‌شنبه 11 مهر 1391 ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...4748495051...76صفحه بعد
مطالب گذشته

·

به وبلاگ خودتون خوش امدید ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارز رایگان ایرانسل 5اذر ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

مراحل مهمانی دادن ایرانی ها ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

جوک جدید ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارز رایگان ایرانسل 27 مهر ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارز رایگان ایرانسل 28 شهریور ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

جم رایگان ایرانسل 21 شهریور ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارز رایگان 1شهریور ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

سیم کارت رایگان ایرانسل 31مرداد ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

·

شارژ ایرانسل 31مردادماه ارسال در : جمعه 05 تیر 140500:01

درباره وبلاگ

به وبلاگ خودتون خوش آمدید امیدوارم با نظر دادن به مطالب به بهتر شدن این وبلاگ کمک کنید

آرشیو مطالب

لینک دوستان

طراح قالب
طراح قالب ملودیوس

7553
قدرت گرفته از : BLOGFA.COM
طراح قالب: ملودیوس


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران