یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه، ازش یه غول اومد بیرون . . . بهم گفت آرزو کن، گفتم یه خونه میخوام، گفت خب منگل من اگه خونه داشتم که خودم تو آفتابه نمیخوابیدم!!! حرفش خیلی منطقی بود لامصب!
·